نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

ادبیات

منیژه گنجوی (مهستی گنجوی) کیست؟
منیژه گنجوی (مهستی گنجوی) کیست؟

منیژه گنجوی (مهستی گنجوی) نخستین بانوی رباعی‌سُرای شناخته شده ایران زمین است. او تنها یک شاعرِ دلبرانه نبود، ونکه آوای بانویی آگاه و پیشرو در روزگار خویش به شمار می‌رفت. مهستی را پایه‌گذار اَندیش‌گاه شهرِ آشوب در پیکرِ رباعی می‌دانند؛ چرا که با ویژه‌گویی پیشه‌ها و پیشه‌وران گوناگون، نگاره‌ای زنده از جامعه‌ی روزگار خویش نگاشته است.

حماسه‌سرایی شاعر زن ایرانی درباره کوروش بزرگ و ایران باستان
حماسه‌سرایی شاعر زن ایرانی درباره کوروش بزرگ و ایران باستان

افسرالملوک عاملی، مثنوی بلندی با نام کورش‌نامه را به سبک شاهنامه آغاز کرد که آنچه به دست ما رسیده است از آغاز فرمانروایی دیائوکو (دیوکس) پادشاه ماد تا وصیت داریوش بزرگ به فرزند خود و بر تخت نشستن خشایارشا است. توانایی بانو افسرالملوک در حماسه‌سرایی و آگاهی او از تاریخ ایران باستان در آن زمان قابل تحسین است.

شاهنامه و پاسداری از منش زندگی نیکو
شاهنامه و پاسداری از منش زندگی نیکو

جدا از جایگاه والای شاهنامه فردوسی در فرهنگ ایرانی، نباید کارایی شاهنامه فردوسی در پاسداری از ارزش‌های نیکو در گستره جهانی را فراموش کرد. چنانچه فردوسی با آن روش باستانی داستان‌های خردمندانه را نمی‌سرود، چه بسی زبان پارسی دستخوش فراموشی می‌شد و فراموشی زبان پارسی می‌توانست بسیاری از دستاوردهای فرهنگی و شهر آیینی را نابود کند و مردمان را منش زندگی نیکو دور کند!

شعرهایی درباره کوروش بزرگ
شعرهایی درباره کوروش بزرگ

همواره هنرمندان و شاعران نگاه مثبتی به کوروش بزرگ داشته‌اند و این پادشاه خوشنام را در اشعار خود ستایش کردند. شاعرانی مانند استاد شهریار، هما ارژنگی، افسرالملوک عاملی، شاهین شیرازی و حتی سمعانی و … شعرهایی درباره کوروش بزرگ سروده‌اند و از این پادشاه باستانی به نیکی یاد کرده‌اند.

اَمُرداد؛ بی مرگی و جاودانگی، هرگز نمیرد آنکه...
اَمُرداد؛ بی مرگی و جاودانگی، هرگز نمیرد آنکه...

جاودانگی در سخنگان (ادبیات) پارسی فراتر از ماندن تن است؛ جاودانگیِ جان، جاودانگیِ نام و جاودانگیِ حقیقت است. رسیدن به مرتبه‌ای است که انسان در حقیقت، عشق و نیکی ماندگار می‌شود. این همان جاودانگی معنوی است که با مفهوم امرداد هم‌سویی دارد؛ جاودانگی‌ای که از راه پالایش درون و کمال روان حاصل می‌شود، نه از راه گریز از مرگ طبیعی. از این روی می‌توان نگاه دیگری به جشن امردادگان داشت...

حافظ شیرازی؛ شوق و مستی اهل راز یا شراب و شاهد شیراز؟!
حافظ شیرازی؛ شوق و مستی اهل راز یا شراب و شاهد شیراز؟!

با این همه تحقیق که در احوال حافظ کرده اند، با این همه تفسیر که بر اشعارش نوشته اند، هنوز که می‌داند وقتی وی از عشق و شراب صحبت می‌کند مقصودش شوق و مستی اهل راز است یا شراب و شاهد شیراز؟ در شعر او همه چیز رنگ ابهام دارد و رنگ اسرار. اما تا وقتی که او را جز در این غزل‌ها نمی‌توان جست، در شناخت او این نقطه استفهام باقی خواهد بود.

بهزاد فرخ‌پیروز؛ اندرزگری که خِرَد را در قالب شعر ستایش کرد
بهزاد فرخ‌پیروز؛ اندرزگری که خِرَد را در قالب شعر ستایش کرد

«اندرز بهزاد فرخ‌پیروز» یکی از شناخته‌شده‌ترین اندرزنامه‌های ادبیات پهلوی است. اگرچه اطلاعات تاریخی اندکی درباره شخصیت بهزاد فرخ‌پیروز در دست است، اما اندرزنامه او از نظر محتوایی و ادبی اهمیت فراوانی دارد. این اثر بر محور خرد، دانش، اعتدال در زندگی و ناپایداری جهان استوار است و بازتابی از جهان‌بینی ایرانیان در اواخر دوره ساسانی به شمار می‌آید. چنین مفاهیمی در آثار پساباستانی (پس از اسلام) به چشم می‌خورد.

تفسیری از غزل «دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند»
تفسیری از غزل «دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند»

در این غزل، عصیان شجاعانه و آگاهانه به چشم می‌خورد. حافظ با سفری به ژرفای جان، گزارشی شاعرانه از جایگاه والای انسان و تجربه‌های معنوی و عرفانی ارائه می‌دهد. در سخن حافظ از جانب فرشتگان نه گلایه‌ای از انسان دیده می‌شود و نه رویگردانی، بلکه آنان در میخانه معنوی با انسان هم‌نشین و هم‌پیاله می‌شوند و گویی واگذاری امانت به انسان را با رضایت پذیرفتند.

گرامیداشت نافرمانی آدم و حوا در اشعار حافظ
گرامیداشت نافرمانی آدم و حوا در اشعار حافظ

گویا در اندیشه حافظ، آدم و حوا پس از آن نافرمانی ازلی، ساحت انسانی یافتند و این انسانیت با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش، با همه دردها و شادی‌هایش، برای حافظ جذاب بوده است. حافظ از «گفته خود دلشاد است» و «بنده عشق است». غمی دارد که برایش دلنشین است چراکه اندوه دلدادگی دلنشین است.

گرایش قابل توجه حافظ به فرهنگ ایران باستان
گرایش قابل توجه حافظ به فرهنگ ایران باستان

در جهان شکوهمند عرفانی حافظ نمادهای زیبایی آفریده شدند که حافظ آنچه را پاک و زیبا می‌دانسته در قالب این نمادها بیان کرده است. نمادهایی مانند «دیر مغان»، «پیر مغان»، «آتش نامیرا» و... یادآور فرهنگ ایران باستان هستند. در جایی خیلی آشکار این علاقه را شرح می‌دهد: از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند ... که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

زبان دری (پارسی نوین)، زبان تمدن ایران
زبان دری (پارسی نوین)، زبان تمدن ایران

زبان پارسی نوین یا دری، زبان تمدن ایرانی است و این زبان محدود به یک قوم نبوده است. از شرق تا غرب جهان ایرانی در پیشرفت و گسترش آن نقش داشته‌اند. بر اساس منابع، دری اشاره به دربار پادشاهان ساسانی داشته است و دستاوردهای پایتخت‌ها برآمده از تلاش سرتاسر یک تمدن است. از گزارش ابن‌مقفع و ابن‌ندیم در می‌یابیم که از همان دوران باستان شهرهایی به زبان دری سخن می‌گفتند.

شعرهایی درباره یلدا
شعرهایی درباره یلدا

پاییز را می‌توان موسم «مهر» دانست. روزهای نخستین آن همراه با جشن مهرگان است و پایان پاییز هم شب یلداست که با «مهر» پیوند دارد. این شب در ایران امروز با مهر و مهربانی پیوند تنگاتنگ دارد. شب یلدا بلندترین شب سال در کشور ما است و ایرانیان تا به امروز در این شب با مهربانی گردهم می‌آیند.

شعرهایی درباره آتش و آذرگان
شعرهایی درباره آتش و آذرگان

۹ آذر (آذر روز از آذر ماه) برابر با جشن باستانی آذرگان است. ایرانیان باستان دیدگاه نیکی به آتش داشتند و همواره این پدیده شگفت انگیز هستی را ستایش می‌کردند. آتش نماد آیین زرتشتی است، با این حال اسطوره‌های ایرانی از گرامیداشت آتش پیش از زرتشت گفته‌اند. به طوری که هوشنگ نخستین کسی بوده که سالها پیش از زرتشت، آتش را یافته بود. جشن‌هایی مانند آذرگان، شهریورگان و سده پیوند آشکاری با آتش دارند.

منابع فردوسی چه بوده است؟
منابع فردوسی چه بوده است؟

با آنکه اصلی ترین منبع فردوسی شاهنامه ابومنصوری بوده است ولی اشعار فردوسی نشان می‌دهند که گاهی از منابعی غیر از شاهنامه ابومنصوری استفاده کرده است. برای مثال می‌توان به داستان بیژن و منیژه اشاره کرد که همسر فردوسی از روی دفتری پهلوی برای او خوانده است. حتی احتمال می‌رود داستان اسکندر هم از منابع دیگر گرفته شده باشد.

پاسخ فردوسی به ناسزاگویانش
پاسخ فردوسی به ناسزاگویانش

روانشاد علیرضا شجاع‌پور در همایش مشترک کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران و پایگاه خِرَدگان گفت: فردوسی را خواب دیدم و به او گفتم به تو نا سزا گفتند، فردوسی هم از من پرسید، به چه زبانی به من ناسزا گفتند؟ من هم گفتم فارسی و او گفت اصلا مهم نیست، بگو فارسی صحبت کنند، به من هر چه می‌خواهند بگویند!

شعرهایی درباره جشن سده
شعرهایی درباره جشن سده

جشن سده از جشن‌های بزرگ ایرانی بوده است که همانند نوروز و مهرگان سخنان فراوانی درباره آن گفته‌اند. مشهورترین داستانی که درباره سده گفته‌اند، پیدایش آتش توسط هوشنگ است. جشن سده با آتش و برافروختن آتش همراه بوده و در ایران باستان آتش بسیار قابل ستایش بوده است. این عنصر شگفت انگیز طبیعت به عنوان یکی از عناصر چهارگانه مطرح بوده است. جشن سده را می‌توان جشن پیروزی نور بر تاریکی دانست که در فرهنگ ایرانی بارها به آن توجه شده است.

چرا پارسی گویان با اندوه درباره یلدا گفتند؟!
چرا پارسی گویان با اندوه درباره یلدا گفتند؟!

مایه شگفتی است که در سروده‌های پارسی گویان که در پیوند با یلدا بودند، اندوه و رنج دیده می‌شود! این نکته نشان می‌دهد نگاه به شب یلدا در درازنای زمان با دگرگونی همراه بوده است. چرایی این نگاه به شب یلدا را باید در زندگانی پر رنج آن دوران جستجو کرد. بی گمان، سختی روزگار و شاید جور فرمانروایان ستمکار در این نگاه به جشن‌هایی که ریشه در دوران ایران باستان دارند، کارساز بوده است.

شاعران و نویسنده‌های باستانی ایران که کمتر آنها را می‌شناسیم
شاعران و نویسنده‌های باستانی ایران که کمتر آنها را می‌شناسیم

اکثر شاعران برجسته که می‌شناسیم برای دوران پسا باستان (پس از اسلام) هستند. سوال آنجاست که آیا آنها به ناگه و بدون تاثیر پذیری از گذشته باستانی بالیده‌اند؟! آذرپاد مهراسپندان، بهزاد فرخ پیروز و سراینده خیم و خرد فرخ‌مرد از فرهیختگان ایران باستان هستند که آشکار است که آثار آنها بر ادبیات پسا باستان تاثیر گذاشته است.

تفسیری از غزل الا یا ایها الساقی حافظ شیرازی
تفسیری از غزل الا یا ایها الساقی حافظ شیرازی

حافظ با جابجایی واژه‌های یک مصرع عربی، آهنگی جالب به آن داده است. اصل عربی این بیت گویا مفهوم دنیوی داشته است ولی حافظ با آوردن آن در این غزل مفهومی معنوی به آن داده است. مخاطبان می‌توانند برداشت‌های گوناگونی از عشق در اشعار حافظ داشته باشند چرا که هنر باشکوه حافظ به گونه‌ای است که می‌توان از شعر او برداشت‌های گوناگون کرد…

گفتگوی شورانگیز گوته با حافظ
گفتگوی شورانگیز گوته با حافظ

گوته علاقه ویژه‌ای به حافظ شیرازی داشته است و در دیوان شرقی خود، گفتگو و راز و نیاز شاعرانه با مرشد خود حافظ شیرازی دارد. همانطور که در جایی می‌نویسد: «ای حافظ مقدس! آرزو دارم که همه جا،‌ در سفر و حضر، در گرمابه میخانه با تو باشم». این گفتگوی شورانگیز گوته با حافظ بسیار تاثیرگذار است و اندیشیدن به گفتگوی این بزرگان در بهشت بسیار جالب می‌نماید.

دلدادگی فردوسی به همسرش
دلدادگی فردوسی به همسرش

در شاهنامه پیش از داستان بیژن و منیژه، فردوسی داستانی دل انگیز از زندگی خود می‌گوید. داستان چنین است که در شبی تاریک و تار، ناگهان از بستر بجست و از همسرش (بت مهربانش) آتشدان درخواست کرد. ماجرای خودش و همسرش را بسیار زیبا گزارش می‌کند و اینگونه سخن گفتن تنها از کسی بر می‌آید که بسیار دلداه و دلباخته باشد.

بریدن گیسوان، آیین باستانی ایرانیان برای سوگواری
بریدن گیسوان، آیین باستانی ایرانیان برای سوگواری

بریدن گیسوان، آیین باستانی ایرانیان برای سوگواری بوده است. در آثار شاعران پارسی گوی، بارها از بریدن گیسوان برای سوگواری یاد می‌شود. یکی از مشهورترین آنها سوگواری بانو فرنگیس برای همسر خوشنامش یعنی سیاوش است. همچنین حافظ هم بیتی در این باره دارد که می‌گوید: «گیسوی چنگ بِبُرّید به مرگِ مِیِ ناب»

اندیشه‌های آشنا
اندیشه‌های آشنا

می‌توان گفت گاهی، پارسی گویان پساباستان به بهترین گونه اندیشه‌های باستانی را بازگو کرده‌اند. هنگامی که این سروده‌ها را می‌خوانیم شاید ناخودآگاه یادی از خردمندان ایران باستان کنیم. از این روی می‌توانیم از «خِرَد ایرانی» یاد کنیم که از دوران باستان تا دوران پساباستان در هنر ایرانی جاری بوده است.

ردی بر وابستگی منظومه یوسف و زلیخا به فردوسی
ردی بر وابستگی منظومه یوسف و زلیخا به فردوسی

چندی است می‌بینم برخی فردوسی گریزان و شاهنامه ستیزان می‌کوشند تا با چند بندی دروغین که در آغاز ظفرنامه شرف‌الدین علی یزدی آمده و در این نوشتار نیز از آن‌ها یاد خواهم کرد برای پافشاری بر این یافه که شاهنامه سخنانی دروغین و گناه‌آلودی است که خود فردوسی نیز از سرودن آنان پشیمان شده و توبه کرده است بهره ببرند از این رو بر آن شدم تا سخن پایانی را درباره این یافه خُرد بگویم.

خردمندی و فرزانگی در شاهنامه
خردمندی و فرزانگی در شاهنامه

شاهنامه خردنامه فرزانشی فرهنگ ایرانی نیز به شمارمی‌آ‌ید که فردوسی فرزانه‌ی توس بسیاری از ویژگی‌های مینوی و فرزانشی را با هنر سخنوری و داستان‌پردازی خویش در جای‌ جای ساختارشاهنامه گنجانده است. اگر همه بندهای اندرزآمیز شاهنامه، گفته‌های فرزانه‌ی توس و سخنان باشندگان داستان‌ها برون‌آوری و گردآوری گردد، گرداوردی فرزانشی و جداسر در چند هزار بند بدست خواهد آمد…

خِرَد ایرانی؛ میراثی فراتر از زمان
خِرَد ایرانی؛ میراثی فراتر از زمان

هنگامی که به اندیشه ها، کردار و گفتار بزرگان ایرانی نگاهی می‌اندازیم، پی می‌بریم که همانندی و یکسانی فراوانی وجود دارد. آن هم کسانی که با بازه زمانی نزدیک به هزار سال از یکدیگر می زیسته‌اند! برای این همانندی‌ها نامی بهتر از «خرد ایرانی» نیافتیم که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

خلاصه‌ای از هفت خوان رستم
خلاصه‌ای از هفت خوان رستم

داستان هفت خوان رستم همانند بسیاری از داستان‌های شاهنامه دارای حرف‌های فراوانی است. داستان در قالبی نمادین و با بیانی جذاب، هشدار می‌دهد که تصمیم نادرست یک فرمانروای نا آگاه چه مشکلات و تنگناهایی را رقم می‌زند و برای جبران چه سختی‌های فراوانی را باید پشت سر گذاشت!! البته برای درک این موضوع باید شاهنامه را از پیش از داستان هفت خوان رستم پیگیری کنیم.

نگاهی به داستان‌های شاهنامه
نگاهی به داستان‌های شاهنامه

در این نوشتار، خلاصه‌ای روان و کوتاه از برخی از داستان‌های شاهنامه گردآوری شده است. این چکیده‌ها به خواننده کمک می‌کنند تا با رویدادها، شخصیت‌های برجسته و پیام‌های هر داستان آشنا شود و در زمانی کوتاه، تصویری کلی از این شاهکار بزرگ ادب فارسی به دست آورد.

سخنان پهلوانان یا فردوسی؟!
سخنان پهلوانان یا فردوسی؟!

در هنگام گزینش ابیات شاهنامه، به اینکه از قول چه کسی گفته می‌شود توجه داشته باشیم. بسیاری از ابیات شاهنامه که گزینش می‌شوند و گاهی از قول فردوسی بزرگ، نقل می‌شوند، در واقع سخنانی هستند که پهلوانان، پادشاهان و دیگر شخصیت‌های شاهنامه بیان می‌کنند. البته بدون شک هنرمندی فردوسی در این سخنان قابل توجه است اما گاهی هم از این سخنان سوء استفاده می‌شود.

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
ادبیات
خِرَدگان